نقطه…سرِ خط!
نقد پادکست «رادیو پایان»
کارِ امید خاکپورنیا
رادیو پایان در آذرماه 1399 متولد شد؛ در اوج دوران همهگیری کرونا و زمان خانهنشینی و دورکاری عمومی. این پادکست از همان ابتدا با نقطهگذاری بر تشریح تعدادی از پایانها و پایانبندیها در تاریخ سینمای ایران هدف و مسیر نهایی خود را مشخص کرد. پایانهایی که بیتردید جوهرهی اساسی و اساساً جهانِ آثار سینمایی با آن معنا پیدا میکند.
در حقیقت باید پذیرفت اگر برخی فیلمها توانایی تاثیرگذاری بر بینندهها و مخاطبان خود را داشته و با او کاری کردهاند که تا ساعتها، روزها و در مواردی حتا تا پایان عمر در وجود و روان آنها نفس بکشد، این اثرگذاری بیشک ریشه در ساختار نهایی و خصوصاً نحوهی خاص پایانبندی آن آثار داشته است. پایانهایی مهم و ماندگار در حافظهی سینما که به تعبیر متن مقدمهی همین پادکست: «برای ما خاطره ساختهاند و به زندگیمان تاشی از خیال و جادو زدهاند…»
کارگردانی و تدوین این پادکست از ابتدای تولید برعهدهی امید خاکپورنیا بوده است. فیلمسازی که جدا از ساخت تعداد قابل توجهی تیزر تبلیغاتی، تاکنون مستندهای قاب (دربارهی جمشید الوندی)، هورلقا (دربارهی حوری اعتصام) و یکی از آن سه نفر (دربارهی محمد متوسلانی) را نیز کارگردانی کرده است.
خاکپورنیا که در کنار طناز اصغری گویندگی متنها را نیز برعهده دارد، در گفتوگو با یکی از برنامههای رادیویی گفت ایدهی تولید این پادکست توسط سپیده دیبا (تهیهکننده و مدیر هنری این برنامهی اینترنتی) به او ارائه شده و از آنجا که تا آن زمان به پادکستها گوش نمیداده اطلاع چندانی از ویژگیها و اهمیت این رسانهی صوتی نداشته اما در ادامه و پس از اطلاع از قدرت تاثیرگذاری و همچنین میزان فراگیر بودن آن، به چالش تولید یک پادکست در حوزهی سینما علاقهمند شده و به عبارتی، کار را به دست گرفته است.
رادیو پایان طبق هدف تعریف شدهی سازندگان این پادکست، در هر اپیزود به سراغ سکانس پایانی یکی از فیلمهای ایرانی میرود و با همراهی مهمانانِ مرتبط با هر فیلم، جهان اثر را از نقطهی پایان آن گسترش میدهد. این پادکست بی آن که نسبت به موضوع «پایانبندی در سینمای ایران» داعیهی بررسی تحلیلی از نقطهنظر کرونولوژیک یا قدمت تاریخی داشته باشد، در نخستین گام به سراغ فیلم خاطرهانگیز و تاریخساز قیصر (مسعود کیمیایی) رفت. اثری با پایانی معلق و غیرقطعی که تعدادی از تاریخنویسان و منتقدان معتقدند ریشهی فروش خیرهکنندهی آن در همین پایانبندی و تلاش مخاطبان برای پیدا کردن این پاسخ بوده است که ضدقهرمان محبوبشان بالاخره در پایان فیلم زنده مانده و تسلیم پلیس شده یا نه!
رادیو پایان در فصل نخست خود به پایانبندی فیلمهای نازنین (علیرضا داودنژاد)، مسافران (بهرام بیضایی)، هامون (داریوش مهرجویی)، سوتهدلان (علی حاتمی)، کندو (فریدون گُله)، شازده احتجاب (بهمن فرمانآرا)، شبهای روشن (فرزاد مؤتمن)، شطرنج باد (محمدرضا اصلانی)، تنگنا (امیر نادری)، طعم گیلاس (عباس کیارستمی) و ناصرالدینشاه آکتور سینما (محسن مخملباف) هم پرداخت؛ و این در حالیست که سازندگان این پادکست در ابتدای فصل دوم با کمی تغییر در مسیر حرکت خود، پایانبندی سریالهای تلویزیونی را هم به برنامهی کار خود اضافه کردند و با پرداختن به پایان سریال معروف و خاطرهانگیز داییجان ناپلئون (ناصر تقوایی) ادامهی تولید این پادکست را پی گرفتند.
در ادامهی این فصل نیز کیفیت پایانبندی فیلمهای بنبست (پرویز صیاد)، پلهی آخر (علی مصفا) و حاجی واشنگتن (علی حاتمی) مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛ و سرانجام پس از ماهها سکوت و وقفه– که همینجا باید گفت مهمترین نقطهضعف این پادکست به حساب میآید– نقد و بررسی پایانبندی نقطهضعف (محمدرضا اعلامی)، داشآکل (مسعود کیمیایی) و طوطی (زکریا هاشمی) نیز به این فهرست افزوده شد.
رادیو پایان در فصل دوم خود دو برنامهی مناسبتی هم منتشر کرد که اولی به یادبود کیومرث پوراحمد و دومی به تاثیر قتل فجیع داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر بر اهل سینمای ایران اختصاص داشت. موضوعهایی شاید حتی گریزناپذیر که باعث شد تولیدکنندگان رادیو پایان واکنش به اتفاقها و حوادث مهم روز را به تولید روتین برنامهها و رعایت تاریخِ تقویمی ترجیح دهند.
متاسفانه پادکست مورد بحث در فاصلهی پایان اینجا بدون من (بهرام توکلی) در سال 1403 تا پرداختن به پایان پرویز (مجید برزگر) و جاده خاکی (پناه پناهی) که اوایل 1404 منتشر شدند هیچ برنامهی دیگری منتشر نکرد؛ و این در حالیست که برگزاری یک نشست تخصصی برای بررسی رادیو پایان (در حاشیهی برنامهای تحت عنوان «همنشینیِ عصر پادکستها») حکایت از میزان فراگیری و همچنین تاثیرگذاری این پادکست در میان شنوندگان علاقهمند و البته پادکسترهای کشورمان دارد.
در مجموع باید گفت جدا از نگاه تازه و بیسابقهی رادیو پایان به مقولهی پایانبندیها در سینمای ایران، آنچه که میتوان به عنوان یکی از مهمترین شاخصههای این پادکست ارزیابی کرد، انجام گفتوگوهای اختصاصی با تعدادی از چهرههای سرشناس و هنریست که از سالها قبل در خارج از کشور زندگی میکنند.
کسانی همچون اسفندیار منفردزاده (در اپیزود قیصر)، اِبی (ابراهیم حامدی) و تقی مختار (در بخش مربوط به فیلم کندو)، امیر نادری (در اپیزود تنگنا) و زکریا هاشمی (در پایانِ طوطی) که از چند دهه قبل در فضای رسانهای داخل کشور حضور نداشتهاند؛ و به همین خاطر انجام گفتوگو با این چهرهها را شاید بتوان نشانهای از ایجاد گشایش در فضای تولیدات فرهنگی و روشهای تازهای از گسترش رسانههای تازه در میان علاقهمندان دانست. برنامههایی ترکیبی و شاید حتی بتوان گفت مناسبتی، آنهم در بستر شبکهی جهانی اینترنت که امروز هرگونه صحبت دربارهی میزان وصفناپذیر قدرت، گستره و قابلیتهای نرمافزاری آن کاملاً بیهوده و غیرضروریست.
مشابه: نقد پادکست «ابدیت و یک روز»



