تولید وبلاگ صوتی در مطب دندان‌پزشکی!

نقد پادکست‌ «ابدیت و یک روز»

کارِ حامد صرافی‌زاده

نقد پادکست ابدیت و یک روز

شماره‌ی صفرِ پادکست ابدیت و یک روز در میانه‌های تیرماه سال 95 و تنها چند روز پس از درگذشت غم‌انگیز عباس کیارستمی متولد شد. پادکستی با هدایت و اجرای حامد صرافی‌زاده که در بخش توضیحات همین پادکست، خود را یک دندان‌پزشک تمام‌وقت (متخصص بیماری‌های ریشه‌ی دندان/ شاغل در لندن) و هم‌چنین سینمادوست/ منتقد/ روزنامه‌نگار پاره‌وقتی معرفی کرده که ظاهراً در برخی موارد، این نوع خاص از دورکاری و تولید محتوا بر درمان بیمارانش هم سایه انداخته و گاهی تولید این پادکست را به حرفه‌ی «تمام‌وقت‌تر» او تبدیل کرده است!

او در همین توضیحات نوشته «پس از مدت‌ها کلنجار با خود» و سپس «انجام یک دوره مشاوره و گفت‌وگو با تعدادی از دوستان و نزدیکان» سرانجام به این نتیجه رسیده که به دلیل دشواری‌های فنی و وقت‌گیر بودنِ نوشتن (در قالب سایت یا وبلاگ) بهتر است یک پادکست صوتی راه‌اندازی کرده و حرف‌ها و دیدگاه‌های خود درباره‌ی سینما، فیلم‌ها و اتفاق‌های فرهنگیِ پیرامون آن‌ها را در همین قالب بیان کند. تمهیدی که ظاهراً «مناسب‌ترین بهانه برای انجام گفت‌وگو با چهره‌های هنری و سینمایی» و به تعبیر خود او «یک معاشقه و چالش جذاب با هنر هفتم» بوده است.

یک برنامه‌ی صوتی و شاید حتی بتوان گفت مناسبتی که از این قابلیت برخوردار باشد تا «ذره‌ای از آتشِ عشق و شوریدگی یا حتی خشم و سرخوردگی» نویسنده و برخی همکاران رسانه‌ای او «نسبت به سینما و آدم‌های درگیر آن» را فرو بنشاند. البته طبق همین تعبیر «نه در یک تک‌گوییِ انحصاری» بلکه در «گفت‌وگو» با مهمان‌هایی که از گپ‌وگفت و هم‌چنین نقد و تحلیل کارهای خود استقبال کنند.

در دوران تولید این پادکست، اعتماد برخی دست‌اندرکاران سینمای ایران (از جمله، اصغر فرهادی، کیانوش عیاری، مهدی هاشمی، بهروز افخمی، فرهاد صبا، تورج منصوری، ایرج رامین‌فر، احمد بخشی و…تعدادی دیگر) به شهرت و اعتبار پادکست مورد نظر افزود؛ و خصوصاً در مورد آقای بخشی به مجموعه گفت‌وگوهای طولانی اما بسیار جذابی تبدیل شد که شامل ناشنیده‌ها و اطلاعات بسیار جالب، مهم و دست‌اولی از دوران دستیاری ایشان (در تعدادی از ساخته‌های زنده‌یاد علی حاتمی، و هم‌چنین برخی فیلم‌های مسعود کیمیایی (از جمله: قیصر، خاک و خصوصاً گوزن‌ها) بود.

متاسفانه تعدادی از گفت‌وگوشونده‌ها نیز پس از حضور در این برنامه روی در نقاب خواب کشیدند که حرف‌هایشان بی‌شک بخشی از گنجینه‌ی صوتی این پادکست به حساب می‌آید. افرادی نظیر: کیومرث پوراحمد، ناصر چشم‌آذر، پروانه معصومی و خصوصاً استاد اکبر عالمی که شنیدن واپسین حرف‌های او با دریغ و افسوسِ بسیار همراه بود.

در حقیقت می‌توان گفت تولید پادکست ابدیت و یک روز تصویر تازه و دیگری از حامد صرافی‌زاده به نمایش گذاشت. روزنامه‌نگاری که در زمان اقامت و فعالیت در ایران به عنوان خبرنگار و همکار تحریریه با برخی نشریات و روزنامه‌ها همکاری داشت و در سال‌های اخیر به واسطه‌ی همین پادکست موفق شد اعتماد طیف گسترده‌ای از اهل سینما، منتقدان و علاقه‌مندان سینما را به خود جلب کند.

صرافی‌زاده در ابتدا قصد داشت با تولید پادکست‌هایی در یک زمان‌بندی مشخص (مثلاً هر دو ماه یک‌بار) شکل‌دهنده‌ی نوعی «تاریخ شفاهی» در زمینه‌ی سینمای ایران باشد اما اشتیاق وافر و مهارنشدنی‌اش‌ برای پوشش دادن همه‌ی اخبار و حوادث روز سینما (از برگزاری جشنواره‌های جهانی و داخلی گرفته تا نقد و بررسی پدیده‌های نوظهور، و حتی یادبود و بررسی کارنامه‌ی درگذشتگان) برنامه‌های تولید شده توسط او را به یک «جُنگ متنوع صوتی» تبدیل کرد. پادکستی که امروز با جذب تعداد قابل توجهی از مخاطبان و هم‌چنین گسترش مرزهای فعالیت خود، به یک نام معتبر و شناخته‌شده در میان پادکست‌های سینمایی تبدیل شده است.

جدا از این‌ها مرور و بررسی روند تولید این پادکستِ بسیار حجیم (که گاهی زمانی بیش از دو ساعت را هم در بر می‌گیرد!) می‌تواند سرمشق و الگوی خوبی برای مدیریت زمان و البته تولید محتوا در میان برخی از دوستان روزنامه‌نگار ما باشد. همکارانی که فقط علاقه دارند نویسنده‌ و منتقد باشند اما عمدتاً با بهانه‌کردنِ بی‌حوصلگی و مشغله‌های روزانه، تنبلی خود برای نوشتن و انتشار سه چهار مطلب و یادداشت کوتاه، آن‌هم در طول دوازده ماه یک سال را توجیه می‌کنند!

کافی‌ست دندان‌پزشک فعال و بسیار پرمشغله‌ای را تصور کنیم که گرداننده‌ی یکی از پرمخاطب‌ترین پادکست‌های سینمایی‌ هم هست. روزنامه‌نگار آزاد و پاره‌وقتی که جدا از فعالیت در چند مطب خصوصی، در یکی از بزرگ‌ترین بیمارستان‌های شهر لندن نیز به مداوا مشغول است و گاهی در فاصله‌ی موجود میان ویزیت بیماران و زمان استراحت خود، به سوژه‌ی شماره‌ی بعدی ابدیت و یک روز فکر می‌کند؛ بی آن که در این‌باره سفارش گرفته یا حتی از حمایت مالی برخوردار باشد.

به این ترتیب در حالی که اغلبِ بخش‌های تحقیقاتی و پژوهشی سینمای ایران، جدا از عملکرد منفعل و عمدتاً بی‌حاصل، حتی نسبت به آرشیو کردن اسناد تاریخی (به عنوان مثال: بیش از دویست فایل‌ صوتی موجود در همین پادکست) هم کم‌توجهند، ارزش خدمات فرهنگی و بی‌دریغ صرافی‌زاده بیش‌تر خود را نمایان می‌کند.

با تمام این حرف‌ها نمی‌توان شور و حرارت موجود در بخش‌های مختلف این پادکست را بهانه کرد و برخی نقطه‌ضعف‌های فنی آن (مثل کیفیت نامطلوب ضبط صدا در بعضی قسمت‌ها) را نادیده گرفت. موضوعی که در کنارِ دست‌کم‌گرفتنِ تکنیک‌های پرسش‌گری و مصاحبه (خصوصاً در مورد گفت‌وگوهای ضبط شده و تلفنی) یا طرح پرسش‌ها و تحلیل‌های بعضاً در هم تنیده و طولانی (به شکلی که سوژه‌ی اصلی، گاهی حتی فرصتی برای پاسخ‌دهی پیدا نمی‌کند) و مهم‌تر از همه، قطع کلامِ گفت‌وگوشونده (در وضعیتی که او در حال بیان نکته یا پاسخ اصلی‌ست!) از نقطه‌ضعف‌های عمده در اجرای پادکست‌های ابدیت و یک روز به حساب می‌آید.

نکته‌هایی که در مواردی شاید حتی به‌صورت سهوی و ناخودآگاه به فایل‌های ضبط شده راه پیدا کرده باشند اما به‌هرحال به بخشی از هویت خاص و شناسنامه‌ی این پادکست تبدیل شده‌‌اند. ضیافتی صوتی برای عاشقان سینما یا به قول حمید هامون: پر از درد و رنج و راز و…عشق.

نکته: این نوشته پیش از این در ماهنامه‌ی سینمایی فیلم امروز منتشر شده است.

مرتبط: نقد پادکست «رادیو پایان»