در جلسهی نمایش و نقد و بررسی «ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو» مطرح شد:
ساموئل خاچیکیان، فنسالار سینمای زمان خود بود
گروه فرهنگی «سالن کوچک ما» که در لواسان فعالیت دارد، بعدازظهر سهشنبه بیست و نهم اردیبهشت ماه 1405 میزبان نمایش و سپس نقد و بررسی فیلم مستند ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو بود.
در این برنامه که بهمن کیارستمی و مرتضی آتشمرد (از مستندسازان سینمای ایران) به عنوان مهمان ویژه در آن حضور داشتند، ابتدا مستند مورد بحث به نمایش درآمد و سپس نشست پرسش و پاسخ با حضور امید نجوان (نویسنده و کارگردان فیلم مورد بحث) و بابک بذرافشان (مدیر فیلمبرداری همین فیلم) برگزار شد.
در ابتدای این نشست، آرش رییسیان، مستندساز و مسئول برگزاری جلسههای نمایش فیلم گفت: «اهمیت چنین جلسهای در این است که اینبار برخلاف سایر نشستهای قبلی با یک منتقد/ فیلمساز روبهرو هستیم. منتقدی که بعد از سالها فعالیت در زمینهی مطبوعات تخصصی سینما، در سالهای اخیر به فیلمسازی رو آورده و فیلمهای مستند متنوعی را کارگردانی کرده است.»
وی افزود: «در این جلسه شاهد نمایش یک فیلم جذاب و خوشریتم بودیم که پر از اطلاعات کمسابقه است و قابلیت آن را دارد تا برای کسانی که فقط نام ساموئل خاچیکیان را شنیدهاند، او را به صورت کامل معرفی کند.»
در ادامهی جلسه، امید نجوان ضمن تشکر از ایجاد فضای صمیمانهای برای نمایش فیلم خود گفت: «یکی از شوقانگیزترین اتفاقهای زندگی هر فیلمساز، تماشای فیلم او توسط مخاطبان عادی و ارائهی نظرهای بیواسطه از سوی آنهاست؛ و برگزاری جلسهها و نشستهای اینچنینی میتواند دلیل خوبی برای به وجود آمدن چنین اتفاقی باشد.»
وی همچنین گفت: «من به دلیل فعالیت در عرصهی نقدنویسی، بیشتر تمایل دارم مخاطب نقطهنظر صریح و مستقیم تماشاگران باشم؛ تا این که با تعارف و تمجیدهای بعضاً اغراقشدهی آنها روبهرو شوم.»
نجوان در ادامه در پاسخ به پرسش مجری جلسه، به فرازهایی از فعالیتهای خود در زمینهی مطبوعات تخصصی سینما پرداخت و افزود: «اواسط دههی 1370 با وجود اشتیاق و علاقهی بسیار زیادی که به کار در حوزهی مطبوعات داشتم، متوجه شدم به دلیل عدم امنیت شغلی و پرداخت دستمزدهای کم و نامتناسب با دشواریهای این حرفه، اگر بخواهم در مجلهها و روزنامهها به فعالیت خود ادامه دهم حتماً باید شغل دیگری داشته باشم تا در کنار عشق اصلیام یعنی کار در نشریات بتوانم به زندگی ادامه دهم.»
وی گفت: «آن سالها از طرف دوستی دعوت شدم تا در کنار نویسندگی، مدیریت تولید یک برنامهی سینمایی که برای تلویزیون تولید میشد را برعهده بگیرم؛ و همکاری در ساخت این برنامه موقعیتی فراهم کرد تا هم از نزدیک بتوانم تولید یک برنامهی تلویزیونی را تجربه کنم؛ و هم این که همهی تلاش خود را به کار بگیرم تا توانایی و اعتماد به نفس خودم را در این زمینه تقویت کنم.»
وی سپس با اشاره به بیش از یک دهه فعالیت خود در زمینهی تولید برنامههای تلویزیونی و فیلمهای مستند گفت: «بعد از تجربههای متعددی که در ساخت برنامههای مختلف در شبکههای تلویزیونی داشتم، استقبال غیرمنتظرهای که از دلواره (دربارهی تجربهی ساخته شدن فیلم آژانس شیشهای) شد من را به این فکر انداخت که میتوانم راوی داستانهایی از سینما باشم و در این زمینه فیلم بسازم. ایدهای که در سالهای بعد از ساخت این فیلم به تولید مستندهای دیگری دربارهی سینما و در همین حوزه تبدیل شد.»
در ادامهی جلسه، نجوان در پاسخ به پرسش آرش رییسیان دربارهی «نحوهی نزدیک کردن دو دنیای نقدنویسی و فیلمسازی» که به تعبیر او «گاهی در تقابل با هم قرار میگیرند» گفت: «از نظر من بین این دو دنیا فاصلهای وجود ندارد و از آنجا که عاشق کار نویسندگی و فیلمسازی هستم همواره تلاش کردهام تا وقتی فیلم میسازم، خودم اولین کسی باشم که آن را زیر ذرهبین نقد ببرد.»
وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری دربارهی «تاثیر سلیقه» بر «دیدگاه منتقدانه» که به گفتهی رییسیان «باعث ارائهی استدلال از سوی منتقد میشود» گفت: «سلیقهای که شما به آن اشاره میکنید امروز و دیروز به وجود نیامده و از زمان فیلم دیدن در خردسالی، در بنده شکل گرفته است. خوشبختانه من این شانس را داشتهام که از کودکی تعداد قابل توجهی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران و جهان را در سالن سینما ببینم؛ و کمترین تاثیر تماشای فیلم در آن سن و روی پردهی بزرگ، تقویت عشق به سینمای اصیل و فرهنگی بوده است. عشقی که باعث شده به راحتی نتوانم روی هر سوژه که بعضاً پیشنهاد شده یا میشود فکر یا تمرکز کنم.»
نجوان سپس در پاسخ به نکتهی مطرح شده از سوی یکی از تماشاگران حاضر در سالن که دربارهی «میزان آشنایی ساموئل خاچیکیان با ابزار سینمای روز جهان» پرسیده بود گفت: «در میان فیلمسازان نسل اول سینمای ایران، ساموئل خاچیکیان مهمترین فنسالار بود و دربارهی اهمیت کار ایشان همین بس که او به صورت یکنفره و تنهایی، تدوین فیلمهای خود را انجام میداد؛ آنهم در دورانی که این مرحلهی دشوار از کار فیلمسازی به روش آنالوگ و به صورت مکانیکی انجام میشده است.»
وی همچنین افزود: «برای این که اهمیت کار زندهیاد خاچیکیان را درک کنید کافیست به آمار فیلمهای او فقط در سال 1347 نگاه کنید. او در این سال به تنهایی، کارگردانی و تدوین چهار فیلم را به سرانجام رسانده که در حقیقت فراتر از تواناییها و توانمندیهای یک انسان معمولی بوده است.»
بخش بعدی این جلسه به صحبتهای بابک بذرافشان، مدیر فیلمبرداری این فیلم اختصاص داشت. وی ابتدا در پاسخ به پرسش مجری جلسه دربارهی «تفاوتهای فیلمبرداری در سینمای مستند و داستانی» گفت: «شکل فیلمبرداری در سینمای مستند و داستانی از اساس با هم فرق دارد. واقعیت این است که در تمام عناصر بصری سینمای داستانی، عمدتاً با مقولهی اغراق روبهرو هستیم و به همین دلیل معمولاً ناچار هستیم این اغراق را در اغلب نماها وارد کنیم تا فیلم از جذابیت بصری بهرهمند شده و به عبارتی دیگر قلاب آن، مخاطب را با خود درگیر کند.»
بذرافشان گفت: «اما ذات نورپردازی و فیلمبرداری در سینمای مستند به گونهایست که برای انجام این کار به شکل طبیعی باید از کمترین میزان عناصر تکنیکی بهره گرفت. به عنوان مثال اگر قرار باشد صحنهای از یک فیلم مستند نورپردازی شود، این کار باید به گونهای انجام شود که به نظر نیاید اغراق شده یا دستکم نمایشیست.»
وی سپس افزود: «این ویژگی در مورد حرکت دوربین در هر دو نوع سینما نیز صادق است و فیلمسازانی که کارشان را بلدند، دکوپاژ خود را به گونهای انجام میدهند تا به این وسیله بتوانند مفاهیم مورد نظرشان را به مخاطب منتقل کنند. در حالی که در سینمای مستند و خصوصاً در هنگام ثبت مستندهای محض، این شرایط به گونهایست که دوربین و خصوصاً شیوهی حرکت آن تا حد ممکن نباید به چشم بیاید و دیده شود.»
در ادامهی جلسه، این مدیر فیلمبرداری پرسابقهی سینما در پاسخ به درخواست مجری برنامه به تشریح دیدگاه خود دربارهی مستند ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو پرداخت و گفت: «حضور من در تولید این فیلم، محدود به چند جلسهی پراکنده، فیلمبرداری برخی نماهای خاص و همچنین ثبت لحظههای گفتوگو با چهرههای سینمایی بود اما از آنجا که در مرحلهی بسیار طولانی تدوین این فیلم در کنار آقای نجوان و شاهد تلاش او برای انسجام بخشیدن به بخشهای مختلف فیلم بودم معتقدم او یک فیلمساز بسیار پروسواس و کمالگراست. فیلمسازی که برای تکمیل بخشهای مختلف فیلم خود ساعتها وقت میگذاشت و به آسانی برای نهایی شدن آن بخشها راضی نمیشد.»
وی افزود: «فیلمی که امروز شاهد نمایش آن بودیم، برای تبدیل شدن به نسخهی نهایی، مراحل طولانیمدت و متعددی را سپری کرده؛ و اطلاعاتی که به تماشاگر منتقل میشود به قدری گسترده و متنوع است که من خودم هر بار این فیلم را میبینم احساس میکنم برخی جزییات آن تغییر کرده و طبعاً بهتر شده است.»
بذرافشان سپس تولید این مستند را «یک کار تکنفره» توصیف کرد و گفت: «آقای نجوان تقریباً پنج سال روی فیلم خود کار کرد و شاید باورکردنی نباشد که او حتی بعد از نمایش ساموئل خاچیکیان… در جشنوارهی سینماحقیقت هم نماهای آرشیوی و تصویرهای دیده نشدهای را به فیلم افزود که باعث شد نسخهی نهایی این فیلم بهتر و کاملتر از نسخههای قبلیاش باشد.»
بخش پایانی این نشست با ارائه توضیحات تکمیلی و پاسخهای سازندهی فیلم به پرسشهای حاضران در جلسه به پایان رسید.
نکته: علاقهمندان به تماشای مستند ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو نسخهی قانونی این فیلم را میتوانند در اینجا ببینند.













