ساموئل خاچیکیان
نماد یک دوران خاص در سینمای ایران بود
نقد و بررسی «ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو»
در خانهی اردیبهشت اودلاجان
یکم مرداد 1405
خانهی زیبا و تاریخی اردیبهشت، واقع در محلهی قدیمی اودلاجان، بعدازظهر گرم و داغِ سی و یکم تیرماه 1405 شاهد نمایش و سپس برگزاری یک نشست صمیمانه میان دستاندرکاران مستند ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو و تماشاگران این فیلم بود.
در ابتدای این جلسهی پرسش و پاسخ که دقایقی پس از پایان نمایش فیلم برگزار شد، امید نجوان، نویسندهی فیلمنامه و کارگردان این مستند در پاسخ به پرسش بهروز مرباغی (مدیر و مسئول جلسههای نمایش فیلم این مرکز) دربارهی ایدهی ساخته شدن مستند خود گفت: «تولید این فیلم، واکنشی بود که تحمل حدود بیست و پنج سال انتظار و تلاش ناکام برای تصویب طرحها و فیلمنامههایم (در مراکز مختلف تولید فیلم مستند) در من به وجود آورده بود. یک دوران بسیار طولانی که باعث شده بود خلاء بزرگی را در خودم احساس کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم با امکانات و سرمایهی شخصی خودم یک مستند بسازم و به مدیران فرهنگی مربوطه نشان بدهم تصمیم آنها تاثیری در ارادهی من برای کار کردن ندارد.»
او گفت: «جرقهی اصلی این فیلم زمانی در ذهن بنده زده شد که در یکی از دورههای جشنوارهی سینما حقیقت، مستند درخشان هیچکاک/تروفو را دیدم. فیلمی که اساس آن، صداهای به جا مانده از گفتوگوی فرانسوا تروفو با آلفرد هیچکاک بود. همانجا بود که یاد گفتوگوی قدیمی خودم با زندهیاد ساموئل خاچیکیان افتادم. فیلمسازی که در سینمای ایران به «آلفرد هیچکاک سینمای ایران» مشهور بود و هست.»
وی افزود: «ساخته شدن این فیلم یک نوع پاسخ فرهنگی به مدیران دستاندرکار سینمای مستند بود. مدیرانی که با برخوردهای سلیقهای خود، مانع فعالیت من و فیلمسازان دیگری مثل من شدند اما در نهایت مجبور شدند با نمایش فیلم بنده در بخش مسابقهی جشنوارهی سینما حقیقت کنار بیایند! فیلمی که فقط با اتکا به یک نوار کاست قدیمی، تعدادی فیلم و عکس بهجا مانده از آثار ساموئل خاچیکیان و چند گفتوگو با دوستان و همکاران این فیلمساز درخشان و پرسابقه ساخته شده بود.»
بخش بعدی جلسه به صحبتهای ادوین خاچیکیان، تنها فرزند زندهیاد خاچیکیان اختصاص داشت. این کارگردان و تدوینگر سینمای ایران، فیلم ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو را «حاصل کوشش و تلاش ارزشمند امید نجوان» برای ساخت مستندی دربارهی پدر خود عنوان کرد و افزود: «از زمانی که این فیلم ساخته شده، شاید بیش از پنج شش بار آن را دیدهام اما هر بار که آن را میبینم برایم جذابیت ویژهای دارد؛ و به نظرم یک اثر دوستداشتنی است.»
او گفت: «نمایش این فیلم و آثار مشابه از آن رو اهمیت دارد که نشان میدهد چه افراد و انسانهای مهمی در شکلگیری فیلمها و خصوصاً تاریخ سینمای ایران نقش داشتهاند. کسانی که چند تن از آنها در این فیلم هم حضور دارند اما متاسفانه به همین سرعت و از زمان تولید آن، از میان ما رفتهاند. دوستانی نظیر زندهیاد حسن شریفی و خصوصاً جناب آقای نظامالدین کیایی که همین چند ماه پیش به رحمت خدا رفتند.»
وی همچنین گفت: «یادش به خیر، آقای کیایی به عنوان یکی از یاران پدر در جلسهی نقد و بررسی این فیلم در پردیس چارسو حضور داشتند اما در نهایت تاسف، این روزها دیگر در میان ما نیستند؛ و همین، تماشای چندینبارهی این فیلم را دستکم برای من بسیار خاطرهانگیز و به یاد ماندنی میکند.»
این کارگردان سینما در ادامه گفت: «اگر به تولیدات به جا مانده از تاریخ پر فراز و نشیب سینمای ایران نگاه کنید، در آنها آثاری را پیدا میکنید که در حال حاضر به عنوان سندهای تاریخی قابل استناد هستند. به عنوان مثال در فیلمهای طوفان در شهر ما، دلهره یا ضربت تصویرهایی از تهران در دهههای سی و چهل مییابید که بسیاری از آنها دیگر وجود خارجی ندارند و متاسفانه با تصویرهای غمانگیزی از کوچهها و خیابانهای تهران امروز معاوضه شدهاند.»
ادوین خاچیکیان همچنین گفت: «متاسفانه از زمان تولید ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو تماشاگران بسیار محدودی به تماشای آن نشستهاند که میتوان گفت خود این موضوع یک فاجعهی فرهنگی است. آنهم در زمانهای که کمدیهای سخیف و مبتذل نه تنها سینماها را به تسخیر خود درآوردهاند بلکه سلیقهی تماشاگران را هم به زانو درآوردهاند!»
در بخش دیگری از این جلسه، امید نجوان در پاسخ به پرسش یکی از تماشاگران دربارهی غیبت اشاره به تاثیر حضور افرادی که در سرمایهگذاری و تولید فیلمهای زندهیاد خاچیکیان نقش داشتند گفت: «یکی از علایق من این است که دربارهی تکتک این افراد فیلم بسازم و نقش آنها را در شکلگیری تاریخ سینمای ایران نشان بدهم اما واقعیت این است که مستند ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو چنان که از نامش هم پیداست، دربارهی یک گفتوگو با این فیلمساز سرشناس و تاثیرگذار سینما بود؛ و طبعاً جایی برای پرداختن به سایر همکاران ایشان نداشت.»
او در ادامه گفت: «تاکید من بر این بود که فقط بر روند شکلگیری عنوان «کارگردانی» و همچنین «پدیدهی ساموئل خاچیکیان در تاریخ سینمای پیش از انقلاب» متمرکز باشم و به همین خاطر با قاطعیت، سایر نکتهها و موضوعها را از فیلم حذف کردم. از این نظر شاید تنها بخش این فیلم که برای چند لحظه از موضوع اصلی (یعنی نحوهی کارگردانی آقای خاچیکیان) فاصله میگیرد جاییست که به ماجرای خبر جعلی تصادف آقای خاچیکیان و درگذشت مادر ایشان، پس از شنیدن این خبر اشاره میشود.»
نجوان سپس در پاسخ به پرسش یکی دیگر از تماشاگران دربارهی میزان تاثیرپذیری مسعود کیمیایی از ساموئل خاچیکیان گفت: «همانطور که در فیلم هم به این موضوع اشاره شده، زندهیاد خاچیکیان در زمان ساخت فیلم خداحافظ تهران از آقای کیمیایی به عنوان دستیار خود استفاده کرده است. در حالی که فیلمهای اولیهی آقای کیمیایی (نظیر بیگانه بیا و همچنین قیصر) نشان میدهد که او بیش از آن که تحت تاثیر اولین استاد خود در سینما باشد، تحت تاثیر سینمای آمریکا و خصوصاً وسترنها بوده است.»
وی همچنین گفت: «ساموئل خاچیکیان، نماد یک دوران خاص در سینمای ایران بود. دورانی که تدوین و شکلگیری ساختار نهایی فیلمها برعهدهی فیلمبردارها بود. اما عملکرد تاثیرگذار زندهیاد خاچیکیان باعث شد فعالیت کارگردان به عنوان یک عضو موثر فنی و سازندهی اصلی فیلم اهمیت پیدا کند…آنقدر پررنگ و مهم که باعث شد توجه تماشاگران آن دورهی سینما به جای تمرکز بر حضور ستارهها و هنرپیشههای فیلمها به نام کارگردان جلب شود. به این ترتیب از یک دوره به بعد، ساموئل خاچیکیان، ستارهی اصلی و مهم فیلمهای خودش بود و کارهایش با شناسنامه و شخصیت خود او شناخته میشد.»
لازم به ذکر است در این جلسهی نمایش و پرسش و پاسخ، تعدادی از مستندسازان شناختهشده از جمله: محمود یارمحمدلو، جواد وطنی و سام ارجمندی نیز حضور داشتند و به بحث و بررسی دربارهی فیلم مورد بحث پرداختند.





















