گفتوگوی استودیو هشت
با امید نجوان
غروب روز بیست و هفتم شهریور 1403 بعد از پایان یک گفتوگوی تصویری با ماهنامهی فیلم امروز (که در اینستاگرام مجله منتشر شد) زمانی که تازه از استودیوی مجله بیرون آمده بودم تا به طرف خانه حرکت کنم، تلفنم زنگ خورد. پشت خط، یکی از همکاران رسانهای بود که از محل رادیو نمایش و برنامهی استودیو هشت تماس گرفته بود. او گفت به بهانهی آغاز اکران ساموئل خاچیکیان؛ یک گفتوگو در گروه سینمایی هنر و تجربه قصد دارند با من گفتوگویی داشته باشند و فرد گفتوگوکننده تا چند لحظه دیگر پشت خط میآید. توصیهاش هم این بود که تماس را قطع نکنم و جایی قرار بگیرم که آنتندهی خوب و مناسبی داشته باشد.
در حالی که داشتم در پیادهروِ خیابان حافظ به سمت شمال حرکت میکردم تصمیم گرفتم از ترس موبایلقاپها، لشکر موتورسواران خشمگین و مهمتر از همه، سیل آدمهایی که به هم تنه میزدند تا برای خود راه باز کنند، به پردیس چارسو پناه ببرم. جایی که البته به لحاظ شلوغی، دست کمی از خیابان نداشت اما حداقل میشد با آرامش و اطمینان بیشتری به تلفن جواب داد.
روی پلهبرقی به سوی طبقات بالا در حرکت بودم که تماس برقرار شد و گفتوگوکننده پشت خط آمد. در ذهن خودم فکر میکردم این گفتوگو احتمالاً در روزهای آینده و همزمان با آغاز نمایش ساموئل خاچیکیان… منتشر خواهد شد؛ غافل از این که آن برنامه به صورت زنده پخش میشد و گفتوگوی ما همزمان روی آنتن بود!
خلاصه…تا به طبقهی آخر برسم و جای نسبتاً خلوتی پیدا کنم گفتوگو ادامه داشت؛ و البته تنها مشکل، شنیده نشدن بخشهایی از صدای آنسوی خط بود که شاید بتوان گفت در آن شلوغی و حجم بالای رفتوآمدهای داخل پردیس کاملاً طبیعی به نظر میرسید. سرانجام بعد از تمام شدن گفتوگو سوار آسانسور شدم و بدون نگرانی از مشکلات آنتندهی به سمت خانه حرکت کردم.
در نهایت، آنچه در پایین همین صفحه و در فایل ضمیمه میشنوید حاصل غافلگیری در خیابان و ضبط یک گفتوگوی رادیوییست. گفتوگویی که بدون تردید هر وقت به آن گوش بدهم یاد خاطرهی جالب ضبط آن خواهم افتاد!



