معنای فیلم پرتره؛ به روایت خسرو سینایی
نقد و بررسی فیلم مستند «عبور از نمیدانم…»
در موزهی سینما
سهشنبه بیست و چهارم شهریور 1405
پنجاه و دومین نشست «شبهای مستند» که غروب روز دوشنبه بیست و سوم شهریور در محل موزه سینما برگزار شد به نمایش و سپس نقد و بررسی یکی از مهجورترین ساختههای زندهیاد خسرو سینایی اختصاص داشت.
در این نشست که با حضور علی لقمانی (مدیر فیلمبرداری اغلب آثار خسرو سینایی) و همچنین امید نجوان (پژوهشگر و مستندساز) برگزار شد ابتدا مستند عبور از نمیدانم… (محصول 1381) دربارهی زندگی و آثار محمدابراهیم جعفری به نمایش درآمد و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور علاقهمندان سینمای مستند و همچنین حاضران در جلسه برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، فخرالدین سیدی (از تهیهکنندگان سینمای مستند) که اجرای برنامه را برعهده داشت ضمن اشاره به «حضور تصویریِ تعداد قابل توجهی از بزرگان هنر ایران در این فیلم» که به تعبیر او «تصویرشان در این فیلم به یادگار مانده» گفت: «خوشبختانه دربارهی زندهیاد محمدابراهیم جعفری (شخصیت محوری فیلم) چند کتاب هم منتشر شده که علاقهمندان این استاد فقید میتوانند با مطالعهی آن به عمق شخصیت این هنرمند قدیمی و پرسابقه پی ببرند.»
وی کتابهای «ابری که به دشت خاطره میبارد» (نوشتهی پرستو رجایی)، «بوی کاهگل، آواز پرنده» و «هزار پرندهی عاشق» (هر دو از گزیده اشعار محمدابراهیم جعفری به انتخاب مریم محمدی)، «در سفر با ماه» (گزیدهی نقاشیهای محمدابراهیم جعفری، به انتخاب مریم محمدی و سارا جعفری) و همچنین «کبوتر آبیِ خیال» (گزیدهی اشعار به انتخاب خود شاعر) را «از جمله منابع مکتوب بسیار قابل اعتنا دربارهی زندهیاد محمدابراهیم جعفری و همچنین آثار به جا مانده از او» دانست و افزود: «متاسفانه من تا پیش از قطعی شدن اجرای این برنامه، مستند عبور از نمیدانم… را ندیده بودم. مدتی پیش یکی از دوستان این فیلم را در اختیار من گذاشت و فرصتی فراهم شد تا در منزل چندبار این فیلم را ببینم و لذت ببرم.»
وی همچنین گفت: «آدم با تماشای این مستند حس میکند یک بازیگوشی عجیب و غریبی در فیلم هست و این بیشک یکی از ویژگیهای چنین فیلمی به حساب میآید.»
سیدی سپس گفت: «به نوعی میتوان گفت خسرو سینایی این کار را با استفاده از امکاناتی که دوربین ویدئویی در اختیارش گذاشته انجام داده است. در حقیقت این فیلم نشان میدهد تروکاژهای سینمایی و سایر تکنیکهایی که در دو سه دهه قبل به دشواری قابل انجام بود، در سالهای اخیر به آسانی انجام شدنیست.»
در ادامهی جلسه، علی لقمانی گفت: «خسرو سینایی شاید یکی از انگشتشمار فیلمسازانی بود که در حوزهی فیلم «پرتره» یا مستندهای زندگینامهای فعالیت داشت؛ و البته حاصل کار او هم تعداد قابل توجهی مستند جذاب و قابل اعتناست.»
لقمانی سپس گفت: «متاسفانه در سالهای اخیر با وجود گسترش ساخت آثار زندگینامهای که پس از فراگیر شدن و کاربرد دوربین ویدئو انجام شد، اغلب اینگونه تولیدات، خاصیت سینمایی قابل توجهی ندارند؛ و این در حالیست که به تعبیر استاد محمدرضا اصلانی شاید تنها کسی که واقعاً با جدیت در این حوزه کار کرده و فیلم «پرتره» ساخته، خسرو سیناییست.»
او همچنین گفت: «ما با دیدن فیلم/پرترههای سینایی نسبت به آن فرد یا سوژهی مستند هم آشنایی پیدا میکنیم. با این تقاوت که سینایی نمیآيد بگوید فلانی چه سالی متولد شد، والدیناش چه کسانی بودند و…چیزهایی از این قبیل! او هرگز دربارهی هیچکدام از این مسائل حرف نمیزند چون هدف از ساخت «فیلم پرتره» این است که مخاطب بتواند همزمان با تماشای مستند، شخصیت محوری فیلم را لمس و باور کند؛ نه این که صرفاً نسبت به او اطلاعات شخصی داشته باشد.»
این مدیر فیلمبرداری پرسابقهی سینمای ایران همچنین گفت: «به گمان من مستند عبور از نمیدانم… از جمله آثار خسرو سیناییست که فیلمساز در آن با ضریب قابل توجهی به هدف خود رسیده است. به عبارتی دیگر مخاطب با دیدن این فیلم به هنرمندی به نام محمدابراهیم جعفری نزدیک میشود و او را میشناسد؛ به گونهای که انگار تجربه و سابقهی یک زیست طولانیمدت با او را داشته است.»
وی همچنین در ادامهی صحبتهای خود گفت: «موضوعی را که میتوانم از زبان زندهیاد سینایی بگویم این است که میگفت وقتی همسر آقای جعفری، فیلم مورد بحث را دید گفته بود: «این فیلم، دقیقترین تصویر از خود محمد است!» در واقع با تکیه بر اظهار نظر کسی که با این هنرمند تجربهی زیست مشترک داشته میتوان پذیرفت که فیلم در مسیر خودش موفق عمل کرده است.»
در ادامه، امید نجوان، پژوهشگر و مستندساز نیز «بازیگوشی تکنیکال و ایدههای فاصلهگذارانه» را «از ویژگیهای قابل اشاره در ساختههای زندهیاد سینایی» دانست و گفت: «تماشای عبور از نمیدانم… برای خود من هم بسیار خاطرهانگیز و جذاب بود چون اولینبار این فیلم را در منزل جناب سینایی و با حضور خودشان دیده بودم.»
نجوان همچنین گفت: «یاد استاد سینایی بسیار گرامیست و نبودن و غیبتشان خصوصاً در سالهای اخیر بسیار دردناک است. شاید اگر ویروس مرموز کرونا نبود، امروز میتوانستیم از حضور و هنر استاد سینایی بهرههای بسیاری ببریم.»
وی سپس در ادامهی صحبتهای خود گفت: «چنان که در تایید شباهت این فیلم به شخصیت واقعی زندهیاد جعفری، به اظهار نظر همسر ایشان اشاره شد، باید تاکید کرد که این مستند و همچنین سایر آثار استاد سینایی هم به خود ایشان بسیار شبیه و نزدیک بوده؛ و این نکتهایست که در نگاهی دقیق به فیلمهای ایشان میتوان فهمید.»
نجوان سپس گفت: «چنان که پیشتر هم اشاره شد یک نوع بازیگوشی تکنیکال سینمایی در اغلب آثار زندهیاد سینایی وجود داشت که شاید بتوان گفت کوچهی پاییز (دربارهی زندهیاد ژازه طباطبایی) جمعبندی و نسخهی تکاملیافتهی همهی آنهاست.»
وی همچنین گفت: «نکتهای که دربارهی آثار استاد سینایی میتوان به آن اشاره کرد این است که او برخلاف سنت بسیاری از فیلمهای پرتره یا زندگینامهای که تلاش میکنند طبق سلیقهی تماشاگر میان او و شخصیت اصلی پیوند برقرار کنند، به روش و سلیقهی خودش این کار را انجام میدهد که در نوع خود کمسابقه است.»
نجوان سپس با تشریح «امکانات فنی دهههای اخیر» که به گفتهی او «با ورود دوربین و امکانات تولید ویدئویی به چرخهی فیلمسازی تکمیلتر شد» گفت: «این فیلم در اوایل دههی 1380 خورشیدی ساخته شده است. زمانی که دوربینهای ویدئویی آرامآرام به چرخهی تولید فیلم مستند و سینمایی وارد شدند. در حقیقت باید گفت اگر این دوربینها و امکانات ضبط ویدئویی نبود، شاید تصویر بسیاری از هنرمندان بزرگی که الآن در اختیار ما هست، وجود نداشت.»
وی همچنین تصریح کرد: «این یک واقعیت است که باید بپذیریم صنعت ویدئو بسیار به سینمای مستند امروز ایران کمک کرده است؛ به ویژه در سالهای اخیر که دوربینهای دیجیتال هم به این حوزه وارد شدند ضبط بسیاری از نماها و پلانهایی که قبلاً امکانپذیر نبود، بهراحتی امکانپذیر شد.»
در بخش بعدی این جلسهی نقد و بررسی، علی لقمانی در توضیح نحوهی تولید عبور از نمیدانم… گفت: «ما در زمان ساخت این فیلم با یکی از اولین نسل دوربینهای ویدئویی کار کردیم که هنوز به روش آنالوگ (یعنی با استفاده از نوار ویدئو) کار میکردند. زمانی که کیفیت این دوربینها SD بود و فرمت HD هنوز از راه نرسیده بود.»
وی همچنین گفت: «در زمان تولید این مستند هنوز مرحلهی پستپروداکشن (یا تصحیح رنگ و نور به روش دیجیتال) وجود نداشت؛ و هر آنچه میگرفتیم، بلافاصله تدوین و آمادهی نمایش میشد. طبعاً اگر قرار بود امروز این فیلم ساخته شود، تصویرها و جلوههای ویژه از کیفیت بهتر و درخشانتری برخوردار بودند.»
لقمانی سپس در بخش بعدی صحبتهای خود گفت: «دربارهی آثار خسرو سینایی، من از گفتهی خود استاد جعفری وام میگیرم و معتقدم همانطور که «اگر مَلمَلِ خیال نبود، هنر هم شکل نمیگرفت». در حقیقت میتوان گفت این ویژگی در فیلمهای زندهیاد سینایی هم قابل ردیابیست و او «مَلمَلِ خیال» را به تکتک تصویرهای فیلمهای خود تابانده است؛ نه این که به روش اغلب فیلمسازها فقط آنها را در کنار هم بچیند.»
وی در ادامه با اشاره به «خاص بودن فیلمهای خسرو سینایی در بین تولیدات سینمای مستند امروز ایران» گفت: «او حتی در دههی پنجاه و زمانی که ایدهی ساخت حاج مصورالملکی را دریافت کرد، به جای عمل به سفارش تهیهکننده (و تشریح جزییات دقیق زندگی این نقاش برجسته) تمام اطلاعات مربوط به او را در همان ابتدای فیلم بیان میکند و سپس به سراغ دلمشغولیهای خود میرود…و نتیجه، فیلمیست که امروز از آن به یکی از مهمترین فیلمهای پرتره در تاریخ سینمای مستند یاد میشود.»
لقمانی سپس گفت: «نکتهی دیگری که حائز اهمیت جلوه میکند این است که بیش و پیش از هنرمندان متعددی که در فیلم عبور از نمیدانم… حضور دارند، این مستند دربارهی دو هنرمند خاص این مملکت به نامهای محمدابراهیم جعفری و خسرو سیناییست. انسانهای برجستهای که شاید در فضای روتین جامعهی ما کمتر دیده شده باشند اما در فضای فرهيختگی و هنر واقعاً آدمهای شاخصی بودند.»
وی افزود: «این فیلم و مستند دیگر زندهیاد سینایی (به نام میان سایه و نور) دو اثر از مجموعه فیلمهایی بود که به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شدند. این مجموعه قرار بود مستندهایی دربارهی هنرمندان شناخته شدهی کشورمان باشد اما متاسفانه در میانهی راه متوقف شد و به نوعی میتوان گفت مخاطبان سینمای مستند از دریافت این فیلمها محروم شدند.»
حضور سارا جعفری (نقاش و همچنین فرزند زندهیاد محمدابراهیم جعفری) که در سالن حضور داشت، یکی از نکتههای جالب در برگزاری این نشست نقد و بررسی بود. وی ضمن تشکر از برگزاری این جلسه در کنار مرور و یادآوری زندگی هنری زندهیادان سینایی و جعفری گفت: «فیلمی که امشب و در اینجا به نمایش درآمد را من بارها و بارها تماشا و زندگی کردهام. زمانی که آقای سینایی تصمیم گرفته بود این فیلم را دربارهی پدرم بسازد من تقریباً بیست و سه ساله بودم و از نزدیک در جریان تولید این فیلم قرار داشتم.»
وی سپس با اشاره به شباهتهای اخلاقی پدرش با زندهیاد سینایی گفت: «در زمان ساخته شدن این مستند، پدرم حضوری آزاد، رها و فیالبداهه داشت؛ و زندهیاد سینایی هم به خوبی تصویر این رهایی و آزادی او را به ثبت رسانده بود. در حقیقت میتوان گفت در زمان فیلمبرداری، هر دو این عزیزان مثل دو پسربچهی بازیگوش و شاد بودند که تلاش میکردند تا از نظر شیطنت جلوی همدیگر کم نیاورند!»
بخش پایانی این جلسهی نقد و بررسی به صحبتهای منتقد مهمان جلسه اختصاص داشت. نجوان در این بخش با اشاره به «اهمیتِ مرورِ خاطرات» در کنار آنچه که او «بررسی دوبارهی مستندهایی نظیر این فیلم و سایر فیلمهایی که کمتر دیده شدهاند» خواند گفت: «شاید کمترین حُسن برگزاری چنین جلسههایی این باشد که بتواند حساسیت علاقهمندان و مخاطبان واقعی سینمای مستند ایران را افزایش دهد و کاری کند تا آنها با دقت لازم و کافی به تماشای این نوع فیلمها بنشینند.»
وی سپس با اشاره به «مشکلات موجود بر سر تولید فیلمهای مستند» یا به تعبیر او «غل و غشهایی که جذابیتهای این نوع سینما را هدف قرار دادهاند» گفت: «وظیفهی تفکیک فیلمهای دروغگو از سینمای ناب برعهدهی همین جلسهها و برنامههای فرهنگیست. برنامههایی که در کنار بالا بردن سعهی صدر فیلمسازان میتواند دقت نظر تماشاگران خاص و علاقهمند فیلمهای مستند را نیز افزایش دهد.»







